راهیان سپیده


[=ایمیل=]

[=آرشیو=]


[=همراهان=]
نیاک
آونگ خاطره های ما
خانوم حنا
شهرقصه
سوسک نامه
ایزدبانو
نقطه ته خط
شهرزاد
بانوی کوچک
بی بی باران
هرچه می خواهد دل تنگم
سنگ صبور
توکای باغ آینه
قصه و شعر
دریابان
سعیدحاتمی
مهتاب
بخوان به نام گل سرخ
ساحل افتاده
پویا
سرزمین آفتاب
بیلی و من
الهه مهر
میداف
صعودبرهنه
ایران من و شما
فرنگوپولیس


[=لوگو=]



   Monday, October 31, 2005  

باورهای یک جامعه...

بی تا:

خیلی ساله که تو ایران مردم درگیر مبارزات سیاسی هستند.تاریخ صد سال اخیر ایران پر از کودتا و جنگ و انقلابه که نشون میده ایرانی ها بارها سعی کردند با این مبارزات تغییری در وضعیت کشور ایجاد کنند.
اما ما که بعد از صد سال وارث این تاریخ هستیم نه تنها تغییری در وضعیت زندگیمون احساس نمیکنیم بلکه داریم میبینیم که تو خیلی از مسایل هم پسرفت داشتیم .مثلن اخلاق تو جامعه ما روز بروز داره بیشتر از دست میره.
بدون اینکه بخوام ارزش کارهای سیاسی رو زیر سوال ببرم اما فقط با یکم فکر به نتیجه میرسیم که اگر مبارزات سیاسی میتونست دوای درد ایران باشه باید تا به حال با این همه فعالیت به نتیجه هر چقدر کم ، میرسید.
خیلی ها الان تو ایران فکر میکنند که حکومت دلیل اصلی مشکلاته.ولی مگه افرادی که داخل حکومت هستند غیر از ما ایرانی ها هستند.مگه این آدمها تو همین خانواده های ایرانی بزرگ نشدند.واقعن اگر گروه دیگری ( از هر تفکر و عقیده ای ) زمام کار دستش بود وضعیت بهتری پیش میومد و ما الان زندگیمون بهتر بود؟
چیزی که من بهش رسیدم اینه که مشکل ایران مدرن شدن هم نیست.که اگه این بود باید با وجود شاهی که تفکر مدرن داشت و میخواست ایران روبه پای کشورهای پیشرفته دنیا برسونه و همه هم و غمش (شاید بعد از حفظ تاج و تخت) رو برای رسیدن به این هدف گذاشته بود الان ما از این همه فلاکت و عقب افتادگی نجات پیدا میکردیم.
میخواهید قبول کنید یا نه اما من با اطمینان میگم مهمترین دلیل عقب افتادگی ایران و وضعیتی که با همه فعالیتهای سیاسی و بالا پایین شدن ها اقتصادی و هزار اتفاق خوب و بد دیگه، هنوز ما ایرانی ها درگیرش هستیم فرهنگ ما ایرانی هاست.
فرهنگ ، مجموعه ای از رفتارهای و ساز و کارهای آدمهای یه جامعه است.وقتی ساز و کارها و روابط آدمها بر پایه فرهنگ صحیحی بنا بشه ،اون جامعه و تمام اجزایش درست کار میکنند .کسانی که تو یه فرهنگ درست تربیت میشند در هر جای اون جامعه قرار بگیرند،از بالاترین مقامها تو حکومت تا پایین ترین رده های اجتماعی ،اثر مثبت روی اطرافشون میذارند.
به همون نسبت وقتی افراد با فرهنگ و سنتهای غلط بزرگ میشند اون تربیت رو همه جا با خودشون میبرند و در هر موقعیتی اثری مخرب از خودشون باقی میذارند. برای همینه که دیگه وقتی باورها و سنتهای غلط در جامعه ای تبدیل به ارزش میشه کار اون آدمها به فاجعه منجر میشه.
چیزی که این روزها تو ایران و روابط آدمهاش شاهدش هستیم.
این رو هم میدونیم که تغییر فرهنگ یه جامعه کار یه روز و دو روز و یه نفر و دو نفرنیست.
اولین قدم برای تعییر سنتها و باورهای غلط شناخت این باورها و نتایج اونهاست.اما آیا باید هر کس در زندگی خودش تجربه یه سنت غلط رو داشته باشه تا اون رو بشناسه و بتونه تغییرش بده.اگر این طور باشه بعد از گذشت هزار سال هم ممکنه تتغییری ایجاد نشه.
اینجاست که ارزش آگاهی دادن و به بحث گذاشتن این باورها و سنتهای معلوم میشه.
وبلاگ گروهی راهیان سپیده به همین هدف ایجاد شده که هر کس که به بحث در مورد فرهنگ ایرانی علاقه منده با به اشتراک گذاشتن عقایدش کمکی کنه در شناخت و تغییر سنتهای ضد ارزشی که جامعه ایرانی ازش رنج میبره.

   [ POSTED  @ 11:04 AM ]



   Friday, October 28, 2005  

شما و این وبلاگ گروهی
احمدسیف
با عرض سلام، به اتفاق راوی که وبلاگ « آونگ خاطره های ما» را می نویسد و بی تا، نویسنده وبلاگ خانوم حنا، این وبلاگ گروهی را راه انداخته ایم برای بگومگو در باره فرهنگ. برنامه کاری ما همانی است که راوی در نوشته اش مطرح کرده است. دوست داریم هرکس که به این مباحث علاقمند است این وبلاگ را از خودش بداند و با ما همکاری کند و یا اگر دوستتر دارید اجازه بدهد که ما با اوهمکاری کنیم. هیچ پیش شرطی برای این همکاری نداریم به غیر ا زحفظ حرمت کلمه و کلام. ما از این نقطه آغاز می کنیم که همه- مستقل از جنسیت، نژاد، ملیت و عقیده با یک دیگر برابرند و کوشش مان این خواهد بود که با تبعیض به هر شکل وصورتی که در آید مقابله کنیم. بر این باوریم که مادام که در جامعه ای تبعیض وجود داشته باشد، آن جامعه، جامعه ای مدرن و انسانی نیست در نتیجه، یکی از اهدافی که در نظر داریم مقابله با هر نوع تبعیضی است که در جامعه و فرهنگ ما وجود دارد.
در این مسیر- که پیشاپیش می دانیم پرپیچ وخم خواهد بود- به کمک و مساعدت فردفردشما نیازمندیم. دست شما را برای همکاری می فشاریم.
عجالتا وبلاگ «آونگ خاطره های ما» و «نیاک» و « خانوم حنا» را به عنوان سه وبلاگ پشتیبان این وبلاگ گروهی اعلام کرده ایم. هر نویسنده وبلاگی که بخواهد به ما بپیوندد، پیشاپیش مقدمش را گرامی می داریم. به ما خبربدهید تا لینک وبلاگ شما را اضافه کنیم. با توجه به پرسش هائی که راوی در نوشته اش مطرح کرده است، برای این وبلاگ گروهی نوشته و یادداشت بنویسید و برای ما بفرستید. بر حفظ حرمت کلمه و کلام تاکید می کنیم. همین استدعای ما در بخش کامنت هم حاکم است. هر کامنتی که به حرمت کلمه وکلام احترام نگذارد پاک می شود. در این خصوص با هیچ کس تعارف نداریم و به هیچ مقامی باج نمی دهیم. اگر نوشته ای منتشر کرده ایم که با آن مخالف بوده اید، از ما واز نویسنده آن انتقاد کنید. ولی هیچ دلیل منطقی وجودندارد که نقد با بی حرمتی ترکیب شود. اگرچه از انتقاد شما استقبال می کنیم ولی بی حرمتی به هیچ کس را بر نمی تابیم. همین جا بگوئیم و بگذریم که وقتی خودمان برای خودمان احترام قائل نباشیم، در آن صورت، آیا بیهوده نخواهد بود اگر انتظار داشته باشیم که دیگران حرمت ما را نگاه بدارند؟ تازه، اگر به راستی نوشته ما را به طور جدی دوست ندارید، همیشه به یاد داشته باشید که در گوشه راست مونیتور شما یک ضربدر به چشم می خورد. روی آن کلیک کنید. با آلودن زبان خویش به ناسزا، و با بی حرمتی به کلمه و کلام، نه عرض خود ببرید و نه زحمت ما بدارید.
به سهم ناچیز خویش می خواهیم در این جا تاثیر گذار باشیم. می خواهیم و خواهیم کوشید تا شیوه تازه ای را تجربه کنیم. ناگفته روشن است که هرچه دوستان بیشتری با ما د راین راه همراه شوند، تاثیر گذاری احتمالی ما بیشتر خواهد شد.
چشم انتظار همکاری شما هستیم.

احمدسیف
ایمیل ما برای مکاتبه:R2sepideh@yahoo.co.uk

   [ POSTED  @ 11:34 PM ]



   Tuesday, October 25, 2005  

فرهنگ چیست؟

راوی


معنای لغوی آنرا می دانم اما کاربردش را در بعضی از متون و گفتگو ها درک نمی کنم.
در نشریات، در مناظره های تلویزیونی ،در رادیو و گاه در گفتگوهای روز مره این جمله را زیاد خوانده و شنیده ایم :
ما ایرانیان دارای فرهنگ غنی و پر باری هستیم .... ایران مهد تمام فرهنگ ها ....
اگر کسی معترض بگوید کدام فرهنگ؟ از آثار تاریخی و بناهای قدیمی مثال می زنیم تا ... اشیاء زیر خاکی و هنر های دستی گویی معنی هنر را با فرهنگ اشتباه فهمیده ایم هر چند که در برجسته تر کردن هنر ایرانی هم از هیچ دروغی پرهیز نمی کنیم. از هر هنری که حرفی به میان بیاید با چند جمله به این نتیجه می رسیم که مهد همهء هنر ها ایران بوده و دیگر ممالک از ما الگو گرفته اند !
آیا واقعا ما مردمانی با فرهنگ هستیم؟
آیا داشتن چند دیوان و کتب تاریخی آن هم مربوط به قرنها پیش کافیست که ادعا های اینگونه داشته باشیم؟
کدام یک از شما فیلم " عروس آتش " ساختهء بهترین مستند سار ایرانی " خسرو سینایی " را دیده اید؟
زمانی که فیلم عروس آتش اکران شد و حقیقت انکار ناپذیر توحش را بر پردهء سینما به تصویر کشید " نمایندهء مردم اهواز " در مجلس چنان بلوایی راه انداخت و چنان آقای " سینایی " را مورد تهاجم قرار داد که به بحث روز نشریات مبدل شد .
نمایده مردم اهواز این حقیقت تلخ را دروغی اغراق آمیز خواند . حال آن که در مصاحبه ای که با" حمید فرخ نژاد " که در یکی از شماره های ماهنامهء فیلم انجام شده بود او و دیگر دست اندر کاران با دلیل و مدرک ثابت کردند که این اتفاقات در خوزستان یک امر طبیعی محسوب می شود و هر روز دختری یا توسط اقوامش به قتل می رسد یا خود کشی می کند .
نکتهء قابل تامل اینجاست که " پدر یا برادری که دستش به خون دختر آغشته شده هیچگاه شاکی خصوصی ندارد "و بنا بر این طبق قانون او آزادانه در میان ایل و اقوام خود با گردنی افراشته تر می چرخد ! چرا که او غیرتمند به شمار می آید .
از میان شما خوانندگان گرامی کدامتان فیلم "بمانی ،ساختهء داریوش مهرجویی "را دیده اید؟
فیلمنامهء این اثر مستند بود !
خود سوزی دختران در کردستان بیداد می کند ! و مهمترین عامل این خود سوزی به رابطهء احساسی و عاطفی دختر بر می گردد .
اگر پدری تصمیم بگیرد دختر 15 ساله اش را به مرد 70 ساله شوهر بدهد یا باید تسلیم شود یا به سرنوشت دخترانی که خود سوزی می کنند دچار می شود که در بسیاری موارد این دختران زنده می مانند با تن و صورت سوخته و البته دلی سوخته تر !
دختران ترکمن اگر دل به مهر جوان غیر ترکمن ببندند خون هر دو مباح می باشد !!!
در همین تهران دختری بهمراه دوست پسرش در پارک قدم می زده و برادرش سر می رسد و آنچنان مشتی به صورت دختر می کوبد و انگشتری عقیق این آقا به چشم دختر اصابت کرده و بعد از ماجراهای طولانی پزشکان مجبور می شوند چشم دختر را تخلیه کنند !
مثال های از این دست بسیاراست ......
اما چه شد که این پست را به این مطلب اختصاص دادم :
وقتی سرگذشتم را برای شما بازگو می کنم و قرار است پست جدیدم را تقدیمتان کنم میمیرم و زنده می شوم تا به آخر نوشته هایم برسم . و همیشه در تنهایی مطلق این کار را می کنم چرا که گاه حتی با صدای بلند شیون می کنم و به سرگذشت شوم خودم نفرین می کنم .
هدف من تنها و تنها آن است که با عنوان کردن این مسائل نگذارم دختری چون من به این سرنوشت دچار شود .
به قول جناب دکتر احمد سیف اگر یک نفر ،فقط یک نفر از این سر گذشت پند بگیرد برای من کافیست .
هیچ دقت کرده اید از بین این همه خواننده سرگذشت من اکثریت نظر دهندگان خانمها هستند؟ آقایانی هم که در این جا نظر خودشان را می گویند اکثرشان در ایران زندگی نمی کنند !!
به نظر شما چرا؟!!!!! ایا آنها امثال برادر من هستند ؟ و آیا از خواندن این مطالب جه حسی به آنها دست می دهد؟
در این مدت نامه های زیادی از خانم هایی داشته ام که سرگذشتی شبیه به راوی داشته اند و وقتی از آنها می خواهم که نامه هایشان را در قسمت نظر خواهی بنویسند تا همگان بخوانند به شدت مخالفت می کنند!!
آنها از چه هراس دارند؟
این رعب و وحشت چه کرده در ضمیر نا خودآگاه این راویان خموش؟!!
دوستان زیادی از من سوال می کنند که آیا همهء اراکیها با دخترانشان اینچنین بر خورد می کنند ؟ آیا در همهء موارد اینگونه از نظر فکری عقب هستند؟.....
در اینجا باید بگویم که :
خانوادهء من در اراک خانواده ای بود سر شناس و همهء مردم به چشم یک خانوادهء فرهنگی به ما نگاه می کردند . در بسیاری از این موارد هم این نگاه صدق می کرد اما آنها با یک مسئله در گیر بودند :
تعصب و غیرت ناموسی !!!
برادر من در اجتماع دارای موقعیت خوبی بود و در بیرون از خانه کسی تصور نمی کرد که اینچنین رفتاری از او سر بزند و به نظر من این خطر ناکتر از آن کسی ست که به وضوح ماهیت درونش در اجتماع هویداست !
همه او را به عنوان فردی متمدن ،متجدد و دارای اندیشه و تفکر می شناختند اما او در درون خود با یک مسئله نتوانست کنار بیاید و به قول خودش نمی گذاشت در اجتماع بی آبرو شود !! بی غیرت بخوانندش !!
آیا او خود به تنهایی مقصر بود یا نگاه عصر حجری جامعه از او چنین شخصیتی ساخته بود؟
هراس او از این که مردم به چه چشمی به او نگاه خواهند کرد باعث شده بود که اینچنین رفتاری از خود نشان دهد .
جامعه ای که ضد فرهنگ را فرهنگ می داند و عرف را به جای عقل نشانده است .
اگر بخواهیم به مسائل دست و پا گیری که عرف ما ایرانیان برای ما تعیین کرده بپردازیم خواهیم دید که بیشتر مشکلات ما از خود ماست . مسائل و مشکلاتی که دین و حکومت برای ما ایجاد کرده به جای خود ! از شما می خواهم بحث سیاسی و دینی را کنار بگذاریم و به عرف غلط جامعه بپردازیم .
گاهی سری به وبلاگ دوستانی می زنم که در ایران نیستند و طرح مسائلی از جانب ایشان می بینم با خود فکر می کنم " ما در چه عصری زندگی می کنیم؟"!!
چند سال و یا چند قرن از بسیاری مسائل اجتماعی عقب هستیم؟
ما در کجا قرار داریم؟
کافر بی همه چیز از مه و افلاک گذشت
مسلم اندر پی رو بند و حجاب است هنوز!
گاه سوالات بعضی از دوستان هم خوشحالم می کند و هم کمی مکدر !
و آن این که می گویند نمی توانیم باور کنیم که خانواده ای با دخترش چنین برخوردی داشته باشد ...
خوشحال از آن می شوم که می بینم هستند کسانی که از این مسائل در دور و اطرافشان نمی بینند و مکدر از آن می شوم که ایشان تا شعاع چند متری خود را می بینند؟!!!
چند در صد از دختران در همین تهران می توانند آزادانه همسر انتخابیشان را به برادر و پدر خود معرفی کنند؟
هان؟ چند در صد؟!!
مشکلاتی که عرف ما برای ما بوجود آورده یکی دوتا نیست و جای بحث فراوان دارد .
در اینجا باید بگویم این موضوع به جز در مورد ارتباط با جنس مخالف در هیچیک از رفتار خانوادهء من دیده نمی شد . خانواده من مشکلش همان تعصب بر روی ناموس را داشت و بس !! خواندید که خواهر بزرگ من هم کمتر از برادرم بر من نتازاند پس بنا بر این همه از مرد و زن و دختر و پسر بر این باور بودند که با این کار آبروی خانواده ای را برده ام !
خانواده ای که پسر را بر دختر ترجیح می دهد موقع تولد نوزاد دختر ماتم می گیرد اما یادم هست که وقتی قرار بود خواهر کوچیکهء ما بدنیا بیاید همه از خدا می خواستیم که نوزاد دختر باشد . پس چون این معضل را لمس نکرده ام زیاد نمی توانم در موردش بحث کنم .
تا زمانی که راز عشق من و بهروز فاش نشده بود من هیچ مشکلی در خانه نداشتم.
برادر هایم با این که دوست دختر هایی داشتند هیچگاه در حریم خانواده از آنان حرفی بزبان نمی آوردند چرا که ............

از شما می خواهم بگویید چگونه با عرف غلط جامعه مبارزه کنیم؟
چیزی که به نظر من رسیده این است که اگر موافق باشید به صورت گروهی . نه این که یک نفر بنویسد و دیگران بخواند . به صورت گروهی بحث مفصلی داشته باشیم و هر کس که هر راهی برای مقابله با این معضل خانمانسوز به نظرش می رسد عنوان کند تا همه با هم به نتیجه ای کلی دست پیدا کنیم .
با یک وبلاگ گروهی موافقید؟
آیا اصلا مطرح کردن این مسائل تاثیری بر از بین بردن آنها دارد؟
آیا می شود با عنوان کردن این گفتگو ها جلوی سرگذشت راویان دیگر گرفته شود؟
آیا حاضرید در این امر مرا یاری دهید؟
در ابتدا می خواستم نام جند نفر از دوستان را عنوان کنم و از آن ها بخواهم که به کمک من بیایند زیرا به تنهایی قادر به این کار نیستم اما دوباره فکر کردم شاید این کار دوستان را معذب کند . بنا بر این هر کس که مایل است همکاری خودش را اعلام کند .

راوی

   [ POSTED  @ 5:31 PM ]


This page is powered by Blogger. Isn't yours?

Weblog Commenting and Trackback by HaloScan.com